خاطره انتخاباتی حافظ

دیگه خدایی از حافظ توقع نداشتم توی فال هم بحث انتخابات رو بکشه وسط. گویا حافظم یه تحریمی بوده که یکی با دیپلماسی لبخند رفته سراغش و بهش گفته خجالت نمی‌کشی تو انتخابات شرکت نمی‌کنی؟ اگه شرکت نکنی شک دارم دولت بیداری نصیبت بشه‌ها. بیا بریم توی ستادم لیست کارایی که کردیم رو بهت نشون بدم بلکم نظرت عوض شد. آ باریکلا پسر:

سلام کردم و با من به روی خندان گفت
که ای خمارکش مفلس شراب زده
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای
ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب زده
بیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنم
هزار صف ز دعاهای مستجاب زده


nasila:

سال 91 یه جایی گیر کرده بودم که اندازه ی خدا از موقعیت پیش اومده می ترسیدم برا همین مدام برای انجام دادن یا ندادنش فال میگرفتم. حافظم ماشالله ش باشه یه بار "نه" نگفت. صدبار نیست کردم هر صدبارم گفت برو و این کار رو بکن که ته ش خوبه. لامصب چیزی از سرش نگف که چنان با سرعت سیصدتا میکوبی به دیوار که جانی برات نمی مونه که تهش رو ببینی :)


حافظ همیشه مسته. باید مست باشی تا بفهمی
تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.