۱۷۲

آدم‌ها دانایی رو دوست دارند، اما اگر این دانایی در رابطه با شناخت خودشون باشه، سخت براشون ترسناک میشه.


بهارنارنج :):

نه:|

اما از ناقص شناخته شدنم میترسم توسط بقیه


تجربه شخصیم نشون داده آدما از کسی که به لایه‌های عمیق وجودشون پی ببره وحشت دارند.
تسنیم ‌‌:

ما برای شناخت ویژگی‌های جالب، عجیب، مثبت و خاصمون اشتیاق داریم، ولی در برابر آگاهی از خصوصیات منفیمون گارد می‌گیریم و حداقل اولین مرحله برای خیلی‌ها انکار و توجیهه.


دقیقا. ممنون که بازش کردی ماجرا رو.
بهارنارنج :):

من برعکس ازینکه عمیق شناخته نشم میترسم


حتی درباره شناخت ویژگی‌های منفی هم همین‌طوری فکر میکنی؟
عارفه ...:

شناخت خودترسناک ترین بخشه
انگاردارن شلاق میزنن به وحودت


بدون تردید. کسی که می‌تونه دیگران رو به طور عمیق بشناسه اول خودش رو شناخته
بهارنارنج :):

اگرکسی عمیق بشناستم میدونه ویژگی های اونقدر منفی ندارم اما اگر نشناسنم ممکنه خیلی چیزاروبد برداشت کنن..از بد قضاوت شدن میترسم


اینم نکته جالبیه. به شرط اینکه اون آدم بهتون نگه چیزی که چندان منفی نمی‌دونید در حد افتضاحه
حنا :):

خیلی ترسناکه. مثل اینکه یه روزی آینه به جای صورتت، ماهیچه‌ها و استخونای توی صورتت رو نشونت بده. مثل افشای رازهای مگوی آدمه.


توصیف زیرکانه‌ای بود👌
پـــــر ی :

اتفاقا فکر می کنم در ضمیرناخودآگاهشون دوسش ندارن


از این بعد که ممکنه حسادتشون رو بربیانگیزه شاید
هالی هیمنه:

آدما بیشترشون ترجیح می‌دن همینجوری که هستن زندگی کنن. به این نیاز ندارن که با شناخته شدن توسط خودشون زندگی بهتری داشته باشن. گاهی همین ناشناخته موندن زندگی بهتری براشون رقم خواهد زد تا شناخته شدن. همینه که این موضوع رو ترسناک می‌کنه. در کل درک عمیق داشتن از مسائل چندان خوشایند نیست. :)


درک متوسط این‌طوریه‌. ولی درک عمیق اتفاقا به نظرم آرامش به همراه داره
مریــــ ـــــم:

حالت تدافعی میگیری
انگار نمیخوای قبول کنی یه چیزی غیر از اون چیزی که فکر میکردی هستی واقعا


آره. همون مرحله انکاره
Hope ful:

اولش سخته و نمیخوای قبول کنی، به مرور کنار میای و سعی میکنی ایرادهات رو رفع کنی :)


بعضیام کلا اهل کنار اومدن نیستن
مسـ ـتور:

چه جالب!
اتفاقا دارم روی این موضوع کار می کنم...
همین الآنِ الآن


همزمانی‌های دنیا رو دست کم نگیر
مسـ ـتور:

و جالب تر این که من همین چند روز پیش راجع به همزمانی خوندم و الان شما گفتین... قانون جذب (:


دیگه داره مشکوک میشه.
سارا:

یه استاد روانشناسی داشتیم که همیشه می ترسیدم تو چشماش نگاه کنم حس می کردم درونمو می فهمه ؛ سارای مزخرف ِ سیاه رو


این ترس یلیا در برخورد با روانشناسا دارند
تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.