مینیس
تک‌سرنشین باکره آهنی

۱۷۴

- چرا گرفته‌ای؟
- به زور مرخصی گرفتم اومدم.
و روش نمیشه بگه که این حالت عادی منه و از وقتی که از توی آینه خودمو شناختم گرفته بودم و همیشه از خودم و جهان طلبکارم. و همیشه از همه جنبندگان جهان ارث پدرم رو طلب دارم و خیلی وقته که پا جای ردپای مرگ روی برف می‌‌‌ذارم...


بهارنارنج :):

چی میشه یهو اینجوری میشیم؟؟


پاسخ: شما رو نمی‌دونم. من از اول این‌طوری بودم
لبخند ...:

شاید هم باید جای دیگه‌ای جور دیگه‌ای خودتون رو میشناختید، نه توی آینه...


پاسخ: مثلا کجا؟
لبخند ...:

من خودم معتقدم اگه به رفتار پدر و مادرمون و کودکیمون دقت کنیم میتونیم ریشه‌ی چیزی که هستیمو پیدا کنیم و بعدش سعی کنیم رفتارمونو جوری اصلاح کنیم که تو جامعه کمتر اذیت شیم. اونچیزی که الان تو اینه میبینیم از اول همین نبوده و قرار نیست تا اخر همین بمونه


پاسخ: درسته ولی چیزی که می‌بینیم فعلا همینه.
خورشید ‌‌‌:

مشکلش چیه؟ همین جوری دوست داشتنی نیست؟


پاسخ: گرفته دوست داشتنیه؟
نمایشگاه چشم گردوندم پیدات نکردم. گفتن کار داشتی زودتر رفتی 
خورشید ‌‌‌:

اگه خودت باهاش راحتی، آره.

دلم سوخت وقتی فهمیدم اومدی و نبودم.


پاسخ: خودمم راحت نیستم چون انسان موجودیست اجتماعی
منم همین‌طور. ایشالا فرصتای دیگه.
fa fa:

قصد ندارید عوضش کنید؟


پاسخ: من تمام وجودم الان قصده. راهایی که می‌رم جواب نمی‌ده
fa fa:

این خیلی خوبه. ادامه بدید. به نظر میاد بتونید. فقط زمان میبره. این چیزا زمان میبره


پاسخ: دارم سعیمو می‌کنم
حورا رضایی:

به نظرم به این شوری هم نبودا، حداقل چیزی که من دیدم این‌طور نبود.


پاسخ: شاید سنسور سیاه‌نماییم فعال شده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.