مینیس
تک‌سرنشین باکره آهنی

بارانداز پنجم: ارتباط

تا دبیرستان اینکه با کسی ارتباط ندارم خیلی هم مثبت دیده می‌شد و به حساب درسخون بودنم گذاشته می‌شد و فقط زمان یارکشی برای فوتبال خودش رو نشون می‌داد. آخر از همه و فقط برای تکمیل شدن تعدادشون منو برمی‌داشتند. توی دانشگاه کم‌کم که هر کسی گنگ خودش رو تشکیل می‌داد، این بی‌گنگ بودن و تنها اومدن و رفتن جلب توجه می‌کرد. یواش یواش که هرکسی واسه خودش یه دوست از جنس مخالف هم پیدا می‌کرد و حتی مذهبی‌ها هم دنبال همسر آینده بودند، این باکره موندن دیگه به حساب عقب‌افتادگی و مشکل‌دار بودن و از دخترا ترسیدن و بی‌عرضه بودن گذاشته می‌شد. اینکه وقتی جوون‌ترا و امروزی‌ترای فامیل با شوخی و خنده از دوست دخترای دانشگاهت بپرسند و وقتی می‌گی ندارم، با گفتن "آره جون عمه‌ات. منم باور کردم" بیشتر یادت میارن که یه مشکل ارتباطی داری. توی خدمت سربازی هم برحسب نوع کارت با کلی آدم با جایگاه‌های اجتماعی مختلف و دخترای رله و اوپن و خانومای مطلقه پایه سر و کار داری و خیلی از هم‌خدمتیات با بعضی از اینا کانال زدند و یا بعضیاشون رو برای موقعیتای مختلف رزرو نگه داشتند و یا به قول خودشون چندتا از اینا رو زمین زدند و همه از تویی که بیشتر از بقیه با اینا سر و کار داری و برای انجام کارشون کلی عشو و اطوار میان پیشت، توقع دارند کلی آشنا توی جاهای مختلف برای خودت دست و پا کرده باشی و مخ خیلیا رو بزنی و پیش هر مراجع خوشگل مشگل با چشم و ابرو بهت می‌گن که "ای شیطون. عجب چیزی رو تور کردی"؛ اما تو که از خودت خبر داری از توانایی ایجاد ارتباطت ناامید می‌شی. برای تو پسرای موفق توی امر جفت‌گیری مثل اون نر غالب توی گله شیرها می‌مونند که تو فقط برای موندن توی گله و شکار گروهی می‌تونی باهاشون همراه بشی و ماجرای خطیر و پر مسئولیت مخ زنی و ایجاد رابطه عاطفی و جنسی با دلبرکان غمگین گله رو خودشون به تنهایی انجام می‌دهند...
آی ایها الناس! من نمی‌تونم ارتباط پایدار ایجاد کنم. تا حالا هم با هیچ دختری رابطه عاطفی ایجاد نکردم. پس لطفا این‌قدر با ادا و اطوار و تیکه و تذکره خاک بر سر بودنم رو بهم یادآوری نکنید...



بانو ...:

کار شما درست بودِ
خاک بر سر اونا


پاسخ: اگه قضاوت اخلاقی رو کنار بذاریم، ایجاد ارتباط با هر آدم دیگه‌ای یه هنره
بانو ...:

بستگی داره چه ارتباطی باشه


پاسخ: خوب و بدی یه ارتباط برمی‌گرده به قضاوت اخلاقی ما...
Hope ful:

شباهت عجیبی به زندگی من داره این متن، اما از دید زندگی یه دختر :/

نرگسِ مَست:

چه جالب:|
درونگراییِ شدید!
واقعا تحسینت می‌کنم که هنوزم تو لاک خودت موندی، و مجبور نیستی برای این که دید بقیه بهت بهتر شه تظاهر کنی
من الان همچین وضعیتی دارم!
در حالی که هیچ دوستی ندارم ولی کلی دوست دارم-_-


پاسخ: خوش اومدی. پس خوش به حالم. چقدر خوشبخت بودم و خبر نداشتم
احسان ..:

مهم اینه که به آرامش برسی...نگفتی خودت چی دوست داری؟


پاسخ: که نمی‌رسم. دوست دارم حداقل کمی مث متویط جامعه باشم
مسـ ـتور:

به نظرم ارتباط برقرار نکردن با هر کسی خودش یه نوع ارتباطه!! شاید از نوع معقولانه ترش حتی!

مهدی صالح پور:

نه ارتباطات وسیع داشتن فضیلت ه و نه بی ارتباط بودن با آدمها رذیلت. نهایتاً اینها میتونن خصوصیت اخلاقی باشن. میتونن سردی و گرمی باشن. اما خب... شاید این حجم از جنس‌مخالف‌گریزی، توی ازدواج دچار مشکل کنه آدمها رو.


پاسخ: ارتباطم با جنس مخالف بد نیست ولی مث ارتباطم با رفیقامه. ارتباط عاطفی نمی‌تونم برقرار کنم
رفیعه ...:

ترس از جوابِ رد شنیدن داری یا کلا با جنس مونث نمیتونی ارتباط بگیری؟!


پاسخ: جواب صالح‌پور رو بخون
فِ. شین.:

حالا میشه معنی توضیح کوچیک بالای وبلاگتون رو فهمید D:


پاسخ: اورکا.... اورکا... :)
نمی‌خوام نا امیدت کنم ولی اشتباه برداشت کردی. اون زیر عنوان یه داستان دیگه‌ست
فِ. شین.:

از همون اول کنجکاو بودم بدونم معنیش چیه و به چه منظور نوشته شده، گفتم شاید ربط دارن /:


پاسخ: که نداشت متاسفانه :|
خورشید ‌‌‌:

آقا چه ربطی داره؟ شاید شخص مناسبش رو پیدا نکرده خب.


پاسخ: شاید...
عارفه ...:

وقتی خوندمش یه حس خاک برسری بهم دست داد!
یعنی اینقدردرروابط افتضاحم که خدابه خیربگذرونه


پاسخ: پس همدردیم. واقعا خدا به خیر بگذرونه
خورشید جاودان:

مگه اونایی که بلدن ارتباط برقرار کنن چه گلی به سرشون زدن؟
همون بهتر که بلد نباشیم اتفاقا به نظر من خیلی هم خوبه چون از یه سری چیزا خبری نیست
منم یه خاک بر سر به تمام معنا بودم و البته هنوزم هستم یه مدت به تحریک همین اطرافیان سعی کردم یکم تغییر کنم و یه چیزایی یاد بگیرم ولی عطاش رو به لقاش بخشیدم و ترجیح دادم بقول دوستام همون خنگ باقی بمونم
با اطمینان هم میگم اوضاع احوال ما خیلی بهتره


پاسخ: خوش اومدید. برای یه موجود از بنیاد اجتماعی، عدم توانایی ایجاد ارتباط یه ایراد بزرگه. پس خوبه که حداقل خودمون رو گول نزنیم
خورشید جاودان:

ایجاد ارتباط عاطفی منظورم بود که تو کامنت قبلی بیانش نکردم باور کن از ته دل و با تمام وجودم میگم خوشحالم تو این مورد بدبین و ناتوانم و اصلا اینو مساله نمیدونم
یه زمانی رابطه عاطفی و عشق چیز قشنگی بود ولی تو دنیای رابطه های هورمونی همه چی به گند کشیده شده


پاسخ: بدبینی نسبت به رابطه یه چیز دیگه‌ست. اینجا موضوع بیشتر مشکل ایجاد ارتباطه تا بدبینی نسبت بهش
خورشید جاودان:

درسته متوجه مطلب شدم ولی به نظرم گاهی داشتن مشکل تو یه زمینه بد هم نیست یعنی ما فکر میکنیم مساله اس ولی جایی تو زندگیمون می رسیم که بهمون ثابت میشه که باید بخاطرش خدا رو هم شکر میکردیم
حداقل من روزی هزار بار خدا رو برای این موضوع شکر میکنم وقتی ارتباط اطرافیان و عواقبش رو می بینم این در مورد داشتن رابطه عاطفی
ولی در مورد بقیه ی روابط و اینکه انسان موجودی اجتماعی حق با شماست نمیشه سوای از جمع زندگی کرد و من انکارش نمیکنم ولی بازم میگم برای خودم خوشحالم که درگیر روابط عاطفی نشدم هرچند به نظر هم سن و سالام یه جای کارم می لنگه


پاسخ: شاید این نداشتن رابطه و خوشحال بودن از دور بودن از مسائلش همون ماجرای دیکته ننوشته و نداشتن غلط باشه. روابطه که خیلی ضعف و قوتای ما رو بهمون نشون میده. چالش داره قبول ولی پشت چالشاش هم شناخت بیشتر از خود وجود داره
خورشید جاودان:

این در حد شاید بمونه:) چون تو کامنت اولم گفتم که تلاش کردم ولی با شناختی که از خودم دارم اصلا پشیمون نیستم چون من ادم اینجور روابط نیستم حداقل با موجوداتی که جای مغزشون این روزا هورموناشون براشون تصمیم میگیره همون مدتی که حرف دوستام رو گوش کردم و خواستم بهشون بفهمونم نداشتن رابطه عاطفی دلیل بر داشتن اشکال نیست کافی بود شاید انتظار من از ادما زیاده ولی از وضعیت الانم راضیم


پاسخ: آدما همیشه از موندن توی محدوده امنشون راضین. به هر حال در این موضوع ما اختلاف نظر داریم و گویا بحث هم به نتیجه‌ای نمی‌رسه چون هر کدوممون پیشفرضای متفاوتی درباره انسان داریم. موفق و پیروز باشید.
Fa Ella :

به نظرم اونایی که همچین اخلاقی دارن صرفا رابطه با آدمای دیگه _در هر محدوده ای_ براشون راضی کننده نیست، و بیشتر دنبال یه سبک خاصی از آدم میگردن که واقعا بتونن باهاشون ارتباط بگیرن


پاسخ: دقیقا. یعنی با هر نوع آدمی توان ایجاد ارتباط ندارن
انسان:

هی اومدم نظر بدم
هی برداشت کردم از نوشتتون
هی میخواستم بگم این جور آدما عجیبن برام
یا هی میخواستم بگم ولی دوست داشتنین
ولی هر چی فکر کردم دیدم نمیتونم قضاوت کنم!
و حتی نمیتونم نصیحتی کنم!
هر چی بیشتر میخونم وبلاگ های آدما رو
بیشتر با پیچیدگی هاشون رو به رو میشم
پیچیدگی هایی که در دنیای واقعی
با اونا سر و کله میزنم...
موفق باشین در هر حال:)


پاسخ: خوش آمدید. همچنین شما! 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.