خداحافظی دائمی یا اعتباری؟ (به‌روز شد)

وقتایی که حس حذف کردن وبلاگ میاد سراغم از خودم یه سوال می‌کنم «از این صادقانه‌ترم می‌تونی با خودت مواجه بشی و بنویسی؟» اگه جواب مثبت بود اول اون حرف نگفته رو می‌نویسم و بعد از یه مدت دوباره به فکر حذف وبلاگ میوفتم. اما الان چند وقتیه که دیگه جواب این سوال مثبت نیست. پس باید از این فضا فاصله بگیرم. حالا یا موقتی یا دائمی. اما قبلش اگه هر حرفی، حدیثی، نقدی، پیشنهادی یا سوالی هست، می‌شنوم.

بعدا نوشت: فعلا تا اول زمستون نمی‌نویسم. نظرات هم تا اون موقع بسته میشه.

محبوبه شب:

بموووووون


موندن و چسناله کردن رو صحیح نمی‌دونم
فریت:

قالبتو عوض کن حرف دیگه ای ندارم :|


اگه خواستم بمونم بهش فکر می‌کنم. شما؟ 
^_^ khakestari:

😐نرو
خب برو اما وب رو حذف نکن
یک راه برگشت و راه ارتباطی باقی بمونه
چون بعدا با وب جدید نمیشه پیدات کرد


مهم حرفاییه که گفته میشه نه کسی که حرفی رو می‌زنه. حرف درست مخاطب خودش رو پیدا می‌کنه. مهمم نیست نویسنده‌اش کی باشه. فقط زمان لازم داره. 
خانم الفــــ:

من خیلی رفت و آمد داشتم. وبلاگ هایی رو حذف کردم حتی. اما الان می بینم نباید حذف می کردم. بنظرم درستترین کار اینه که مدتی ننویسید.
و اینکه اگر فکر میکنید اینجا نمیخواید از ناراحتی ها بنویسید، بیاید سعی کنید توی هر ناراحتی، یک نقطه ی امیدی پیدا کنید و پیوند بزنید به نوشته تون و اینجا منتشر کنید تا هم بقیه استفاده کنید و هم اینکه این مرورش حال خودتون رو بهتر کنه...بعد از مدتی آدم ها به نوشته هاشون و ایده آل هاشون نزدیک میشن


این حرکت که توی هرچیزی دنبال نکته مثبتش باشم به نظر شخصی من خیلی مصنوعیه. اما فاصله گرفتن از نوشتن ایده قابل بررسیه
حورا رضایی:

شوخی کثیفیه. همین


:/
تسنیم ‌‌:

بعد از اینکه اینقدر صادقانه و بی‌پرده می‌نویسین و ما می‌خونیم چه در درونتون رخ میده؟


سبک‌تر میشم و اون فکر دیگه کمتر صداشو توی مغزم می‌بره بالا
خانم الفــــ:

میشه غم های کوچیک رو توی غم های متعالی حل کرد. نقطه ی امید، لزوما نقطه ی مثبت نیست...نقطه ی امید میتونه حتی و بشر الصابرین باشه. یا ان الله مع الصابرین...
اینها میشن راهی برای زندگی کردن کنار مشکلات بدون اینکه اونقدر روی ما اثر بذاره که بخوایم همه رو شریک کنیم یا بهممون بریزه. اینطوری یاد میگیریم توی مشکلات بریم دنبال راه حل هایی که بزرگان ارائه دادند...جزع و فزع کردن یک راهه، اما راه های دیگه هم هست...وبلاگ چون قراره مخاطب داشته باشه، ما رو دقیقتر میکنه...دقیقتر دنبال راه حل میگردیم و قطعا راه خوب بودن حال رو با وجود مشکلات پیدا می کنیم


خب اونی که گفتم نظر شخصیم بود. نظر شخصی شما هم محفوظه :)
بهارنارنج :):

نمی‌دونم:)موندن خوبه ،میشه اصرار کرد ولی نه به کسی که برای خودش رفتن ارجح دیده،فقط برگشتید بیاید بگید بهمون برگشتید تو وبامون:)


چشم
خورشید ‌‌‌:

کمی برو و دوباره زود برگرد. اگر خواستی برنگردی، ما رو محروم نکن از نوشته‌های قبلی. همچنان پای پست‌های وبلاگ‌ها دنبال کامنت‌هات می‌گردم. شما در این یک‌سال خیلی روی من تاثیر گذاشتی و بابتش عمیقا از ته دلم ممنونم و امیدوارم حالت بهتر و بهتر و بهتر بشه غمی عزیز.


خواهش می‌‌کنم. لطف از جانب شماست وگرنه من همان خاکم که هستم... 
احمدرضا ‌‌:

حذف کردن اینجا هیچ کمکی نمی‌کنه. واقعا حیفه که نوشته‌ها حذف بشن. به نظرم یه مدت ننویسید تا ریکاوری بشید. حتی می‌تونید کامنت‌ها رو موقتا ببندید تا مجبور نباشید تا یه مدت به وب‌تون سر بزنید. بعد هر وقت حس کردید که وقت برگشتنه بیاید و بنویسید و اگرم چنین حسی هیچ‌وقت نیومد؛ مهم نیست! حداقل اینجا باقی میمونه برای اونایی که میخوان بخونن


بستن نظراتم ایده جالبیه
مرتضا دِ:

چقدر قالبت باکلاسه!
بری یکی برش میداره ها :)


:)
مریــــ ـــــم:

حذف نکن غمی
بزار باشه
ولی اگه فکرمیکنی باید بری برو
برو تا زمانی که دوباره دلیلی برای اومدن پیداکنی
ولی حذف نکن


ببینیم چی میشه
غریب ....:

از سال ۸۷ مرتب در حال حذف کردن وبلاگم
و پشیمونم !
اینجا خود واقعیم رو پیدا کردم


واقعا؟( با لحن خانم شیرزاد)
غریب ....:

اره واقعا
به هر حال مطالب وبت رو دوس داشتم


خوشحالم. حقیقتش خودمم یه بخشایی از وجودم رو حین نوشتن بعضی از این یادداشتا کشف کردم
بَلـ ـوط:

حذف وبلاگ حسرت می‌آره.
به نظرم موقتن از دسترس خارجش کنی بهتره. بعدن که میلی به دوباره نوشتن بود می‌تونی کدهای قالب رو مجدد وارد کنی تا نمایش داده بشه.


اینم یه ایده دیگه
چوگویک ...:

میشه نری؟ یعنی میخوای بری برو ولی موقتی
همیشگی بری من عذاب وجدان میگیرم فکر میکنم کامنتای پست قبلم باعث شده این تصمیم رو قطعی کنی
بعدم حرف خوب مخاطبش رو پیدا میکنه مهم نیست حرف خوب رو کی بگه
اما دوست حتی مجازی تازه اش جایگزین نداره هر کسی جای خودشو داره
من تازه روشن شدم تو وبت ولی میخوندمت
بعدم مطمئنم خیلی ها به عنوان دوست خوب شون دوستت دارن بری غصه میخورن و جاتو کسی نمیگیره چون حتی دو قلوها هم فرق هایی دارن که باعث میشه آدم بهشون یک حس نداشته باشه نرو یا برو ولی برگرد


یعنی این‌قدر منو دهن بین دیدی؟ 
من اینجا دوستی ندارم. چندتا مخاطب پیگیر دارم و چندتا بلاگر که پیگیر نوشته‌هاشونم. اما صنمی با کسی ندارم. 
داری اشتباه می‌زنی. درستش اینه: نرو سمیه ولی اگه رفتی دیگه برنگرد :)
چوگویک ...:

ایده بستن کامنت هم عالیه
منم با بقیه موافقم منم الان باید یه آرشیو داشته باشم رشدمو نشون بده بخونم لذت ببرم ولی هی حذف کردم و الان پشیمونم واقعا پشیمونم


منم خیلی حذف کردم یا کردند. همین 2 آخر آدرس این وبلاگ به این خاطره که وب قبلی رو فیلتر کردند و بیانم زحمت حذف دسترسیش رو کشید. اما هرگز پشیمون نشدم. کلا از این مدلا نیستم که از همه لحظه‌ها عکس بگیرم و بخوام بعدا زندشون کنم.
چوگویک ...:

شما منظور من رو بد متوجه شدی :) نگفتم با کسی صنمی داری
ولی همون مخاطب پیگیر مطمئنا وقتی شما بری دلتنگ میشه ناراحت میشه
من خودم هیچ صنمی با میرزا ندارم ولی نمی نویسن نگران میشم جویای احوال میشم منم فقط یه خواننده پیگیرم
و در نهایت هر جور خودت صلاح میدونی هر جا هستی خوب و شاد باشی


منظورم از صنم همون ارتباط و دوستی بود. 
چوگویک ...:

خب دوستی و ارتباط همین که کسی پیگیره یعنی ارتباطی که براش اهمیت داره نوشتن و بودن شما توی بیان


من آثار لیلا کردبچه رو دنبال می‌کنم پس من و کردبچه دوستیم؟ 
تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.