مینیس
تک‌سرنشین باکره آهنی

46

ما آدما مثل الکترونیم. در لحظه تولد توی اولین و نزدیک‌ترین مدار به هسته قرار داریم. در هر مرحله از زندگی با از دست دادن یه چیزایی به اوربیتال بالاتر میریم. این از دست دادن اونقدر ادامه پیدا می‌کنه که بالاخره از جاذبه هسته خلاص می‌شیم و می‌میریم. به نظرتون اون هسته چی می‌تونه باشه؟


برچسب: آدم، الکترون،

بیتا:

چقدر خوب این موضوعو توضیح دادین، چقدر خوب. میبینی چقدر زندگیمون شبیه الکترون هاس، شما چقدر خوب به این موضوع پی بردین. آفرین
نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم نمیتونم یه چیز واحد رو برای هسته در نظر بگیرم، یهو کلی گزینه توی سرم میاد. شاید یه روزی اون هسته رو پیدا کردم.
بعد از مرگ هم دوباره میریم به اون اولین مدار، مگه نه اینگه مرگ تولدی دوباره س، مثل اینکه زیادی فلسفیش کردم، اصلا معلوم نیست اون دنیا و زندگی دیگمون چطوریه.
در نظر شما اون هسته چی میتونه باشه؟


پاسخ: منم واقعا نمی‌دونم. شاید شور زندگی، شاید بودن، شاید وجود. الزامی وجود نداره که حتما هسته یه چیز باشه.
می‌گن تابلویی که روی یه دیوار آویزونه کم‌کم جزو همون دیوار میشه و با گذر زمان دیگه تابلوها و عکس‌های روی دیوار خونمون به چشممون نمی‌یاد. شاید شور بودن و وجود هم این‌طوری باشه. هرچی که زمان می گذره، انگار کمتر این شکوه بودن و هستی به چشممون میاد و لحظه به لحظه فاصله بیش‌تری ازش می‌گیریم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.