مینیس
تک‌سرنشین باکره آهنی

«معشوقه‌ام بودی و هستی و... نخواهی بود»

به همه چیز علاقه داشتن برای من ماجرای همان سنگ بزرگ و نشانه نزدن است. بارها شده که قد و بالای علایقم را ورانداز کردم و دیدم بزرگ‌تر و بیش‌تر از آن است که عمر یک انسان امروزی کفاف برآورده شدنشان را بدهد. خب خیلی از هنرها را دوست دارم، که چه؟! نقاشی را از بچگی دوست داشتم و انجام می‌دادم؛ اما هیچ‌گاه دغدغه اصلی‌ام نبود. شعر را دوست داشتم و چند سعی مذبوحانه هم برای شعر گفتن داشتم برای دورهمی‌های دانشجویی؛ اما آن هم چندان که باید درگیرم نمی‌کرد. موسیقی را به شدت دوست داشتم و زمانی نزدیک بود رام وسوسه یکی از دوستانم برای یادگیری سه‌تار شوم که آن هم به حمدالله نشد. تازه حب برنامه‌نویسی و طراحی دیجیتالی را به خاطر محدودیت‌های شخصیم بوسیدم و به کناری نهادم.
حالا اما دو دل‌مشغولی دارم که هر دو را به یک شدت و اندازه دوست دارم. با طول و عرضی بیش‌تر و وسیع‌تر از ذوق‌های پیشین. ولی برای هیچ کدامشان آن‌طور که باید زحمتی نکشیدم چرا که هنوز هم بر این باورم که برای ادامه مجبور به حذف یکی از این دو هستم؛ اما دلم نمی‌آید هیچ کدام را حذف کنم. اینکه چرا داستان‌نویسی و روانشناسی شناختی را در کنار هم می‌خواهم داستان مفصل و (برای خودم) خنده‌داری دارد. خلاصه‌اش می‌شود عشق شدید من به فیلم‌ها، سریال‌ها، انیمه‌ها و داستان‌های علمی تخیلی یا به قول اهلش سایفای و سایبرپانک. هرچقدر در این داستان‌ها فرومی‌رفتم، بیش‌تر به این نتیجه می‌رسیدم که برای نوشتنش باید خودم را ملزم به تحصیل در یکی از شاخه‌های علوم شناختی بکنم؛ چرا که بدون شک در آینده یکی از قطب‌های دانش و فناوری خواهد بود. اما با شروع داستان‌نویسی هیچ‌کدامشان به سمت ژانری که مدنظرم بود، نمی‌رفت. یعنی تا یک جاهایی نقشه اولیه‌ام علمی تخیلی بود و از میانه داستان، خودش خود به خود به سمت دیگری می‌رفت که هیچ ربطی به فضای مدنظر ابتدایی نداشت. به جای اینکه پیش‌بینی آینده متحیرم کند، مدهوش شیوه‌های مختلف روایت می‌شدم. از طرف دیگر هم آغاز مطالعه در زمینه شناخت مرا هر لحظه بیش‌تر و بیش‌تر مجذوب این علم کرد و برایم تصویر واضح‌تری از خودم ارائه می‌داد. حالا من ماندم و دو علاقه‌ای که من را نسبت به خود عاشق‌تر کردند، اما از هم طلاق گرفته‌اند و ارتباط معناداری با هم ندارند. 

اکنون من مانده‌ام و قلبی دوپاره که نمی‌داند به کدام ور غش کند...



ف. تفتی:

جالب بود

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.