مینیس
تک‌سرنشین باکره آهنی

رفع حالة الانذار

زندگی نیازمند وجود نشیب و فراز، سهلی و سختی، شادی و غم، رکود و جنگ، وصال و جدایی، وضعیت سپید و قرمز توأمان با هم است. می‌گویند تخمین مسافت تا یک مقصد خاص کاملاً نسبی‌ست؛ یعنی هرچقدر از ناظر تا هدف مورد نظر نشانه‌ها و اشیاء و علامت‌های بیش‌تری وجود داشته باشد، ناظر طول مسیر را بیش‌تر تخمین می‌زند. در حالی که مسیر مسطح و بدون پستی و بلندی و فاقد علامت و نشانه نزدیک به نظر خواهد آمد. همین مسئله ساده موجب می‌شود که وقتی به تقویم نگاه می‌کنید از خود بپرسید: "یعنی به همین سادگی یک سال گذشت؟" چرا که این یک سال به خنثی‌ترین شکل ممکن و بدون هیچ نشانه و اتفاق خاصی طی شده است.
اگر می‌خواهید سال بعد همین موقع چنین سوالی از خود نپرسید، از همین لحظه به دنبال به چالش کشیدن خود باشید. بسیار اتفاق افتاده که به خلاص کردن خودم از این زندگی فکر کرده‌ام و تنها چیزی که در آن لحظات هم‌سایه شدن با این سگ سیاه مرا از این فکر نجات می‌دهد و معنای عمیق‌تری به زندگیم می‌بخشد این مونولوگ ساده است: "می‌خوای خودتو بکشی. خب به جاش هرکاری دوست داری بکن. هیچ کاری بدتر از نبودن که نیست. اون‌کاری که عاشقشی انجام بده، اگه نشد بعد خودتو بکش. به یه بار امتحانش که می‌ارزه." اگر رشته‌ات را دوست نداری، انصراف بده؛ گورپدر حرف دیگران هم کرده؛ پدر و مادرت هم یک جوری با قضیه کنار می‌آیند. اگر کسی را دوست داری همین حالا به او بگو. فکر شغل و خدمت و تحصیلات را هم نکن. اول به او بگو شاید باهم راه‌حلی پیدا کردید. اگر کارت را نمی‌پسندی برو سراغ یک کار دیگر حتی شده با حقوق کمتر ولی راضی‌تر. اگر از آدم‌های اطرافت متنفری از آنها دوری کن؛ همیشه یک راهی وجود دارد ولی گاهی آنقدر صعب‌العبور است که اصلاً به راه نمی‌ماند. اگر با زجر و زور داری یک رابطه را ادامه می‌دهی تمامش کن. اگر می‌خواهی بهترین داستان پارسی را بنویسی، از همین حالا شروع کن. با همان "یکی بود، یکی نبود..." کلیشه همه داستان‌ها. فقط بنویس. اگر به فکر مهاجرتی اقدام کن. اگر دوست داری کتاب‌خوان بشوی از همین حالا شروع کن. به خدا که با روزی یک صفحه خواندن هم می‌شود کتاب‌خوان شد. اگر می‌دانی اشتباه تو بوده، بگو و خلاص شو. اگر می‌خواهی ساز یاد بگیری، همین فردا برو سازش را بگیر و برو کلاس. این یک بندی که نوشتم شعاری‌ترین متن زندگیم است ولی خدا را شاهد می‌گیرم خیلی‌هایش را یا در اطرافیانم دیده‌ام یا خودم تجربه‌اش کرده‌ام.
پس وجود سختی و تلخی از چیزی نبودن بهتر است. با این همه در همین بالا و پایین‌ها هم کسانی که خواهر بزرگ‌تر دارند، ده-هیچ از بقیه جلوترند... 



تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.