39

این خیلی خوشبینانه است که دنیا رو به قطار در حال حرکت و مرگ رو به پیاده شدن ازش تشبیه کنیم. بودن توی این دنیا از جنس انتظار و سکون توی یک ایستگاهه و مرگ سوار شدن به قطاری که تا ادامه می‌رود...

38

اولین مرحله درمان خودآزاری اینه که فرد بخواد درمان بشه و برای اینکه فرد بخواد درمان بشه نباید خودآزار باشه...

37

هم‌غذا شدن با آدما یه بده بستونی توشه که توی شکلای دیگه ارتباط همچین حالتی وجود نداره.

36

تلاش برای هم‌وزن و قافیه موندن با دیگران پدر صاب‌بچه رو درمیاره. این حتی درباره عارفی مثل مولانا هم صادقه چه برسه به من مفلوک: رَستم از این بیت و غزل، ای شه و سلطان ازل / مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

35

داستان طبقه کارگر توی این خراب‌شده شبیه ماجرای اون کسیه که یک ساعت مال طرفش رو می‌لیسه و بهش حال می‌ده، بعدش که نوبت خودش می‌رسه، یارو جیغ می‌زنه: آی به دادم برسید. تجـاوز...

34

تا کی باید از کنار آدمای دوست‌داشتنی و ناکامل گذشت و منتظر یه نسخه کامل‌تر بود؟! تا کی؟

33

اصل عدم‌قطعیت هایزنبرگ رو به دو متغیر عقل و احساس هم میشه تعمیم داد. هرچقدر بیش‌تر و بهتر به یک کدومش توجه کنی، به اجبار از اون یکی‌دیگه غافل می‌شی. در طول تاریخ عاشق‌ترین‌ها مجنون‌ترین‌ و عاقل‌ترین‌ها بی‌احساس‌ترین بودند.

اگه سعی کنی هر دوش رو توی چیزی به اسم ازدواج منطقی جمع کنی، باید یه میزان مشخصی از خطا و اشتباه رو هم توی بخش عقل و هم توی بخش احساس بپذیری. 



  <<     ۱     ۲   . . .   ۳۶     ۳۷     ۳۸   . . .   ۴۱     ۴۲     >>